سایه، هوشنگ ابتهاج | فردوسی زمانه پر کشید
سایه تنها تخلص هوشنگ ابتهاج نیست، بلکه او در سروده هایش سایه وار به معشوق نامه می نویسد و به سمت او پَر می کشد؛ به راستی: نشود فاش کسی، آنچه میان من و تو است. در کتاب «آینه در آینه» که برگزیده ای از اشعار او به انتخاب دکتر “محمدرضا شفیعی کدکنی” است، غزلیاتی از او می خوانیم که شاید بارها نمونه ملودیک آن را شنیده ایم اما از ابتهاج فقط ارغوان و شاخه همخون جدامانده اش را به یاد داریم. شفیعی کدکنی در کتاب «صور خیال در شعر فارسی»، به باور من کامل ترین متن ادبی حاضر است که می u200eتواند پشتوانه شعر فارسی باشد، به چگونگی تلفیق تصور، قافیه، ریتم و کلمه می پردازد و می توان اشعار ابتهاج را نمونه اعلای آن عنوان کرد. در کتاب «قصه نویسی» رضا براهنی می خوانیم که: داستان صعود و نزول شخصیت در بُعد زمان است؛ و با توجه به این نکته می توان شعر “ارغوان” ابتهاج را داستانی ترین چکامه ای ...
ادامه مطلب